زندگی «دورنمات» در جهان کافکایی


روزنامه شرق –  نادر شهریوری (صدقی): «تونل» یکی از داستان‌های فریدریش دورنمات است. ماجرای آن به مردی جوان برمی‌گردد که هرروز با قطار به زوریخ می‌رود و سپس به برن بازمی‌گردد. در مسیر همیشگی تونلی وجود دارد که قطار داخل آن می‌شود، مرد جوان تعجب نمی‌کند، چون زمان خارج‌شدن آن را می‌داند. اما این‌بار قطار از تونل خارج نمی‌شود و همچنان باسرعت در تاریکی پیش می‌رود و هردم شتاب می‌گیرد. مرد جوان سراسیمه می‌شود و در واگن به این‌طرف و آن‌طرف می‌رود اما شگفت‌زده می‌بیند همه چنان رفتار می‌کنند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و وضع کاملا طبیعی است، فقط رئیس قطار می‌پذیرد که اتفاقی غیرعادی روی داده است.
 
زندگی دورنمات در جهان کافکایی 
 
آن دو- رئیس قطار و مرد جوان- خودشان را به اتاق راننده قطار- لکوموتیوران- می‌رسانند اما آنجا هیچکس نیست، بااین‌حال قطار در مسیر خود پیش می‌رود. مرد جوان که رئیس قطار را مردی خوشفکر تلقی می‌کند از او علت را می‌پرسد و رئیس قطار پاسخ می‌دهد از اول می‌دانستم که راننده و دیگر کارکنان همه به فاصله پنج‌دقیقه از ورود به تونل از قطار بیرون پریده‌اند و وقتی مرد جوان از او می‌پرسد پس چرا خود شما بیرون نپریدید؟ می‌گوید «من همیشه بدون امید زندگی کرده‌ام.»١
«تونل» تعبیری تمثیلی اما دقیق است که دورنمات از جهان معاصر ارائه می‌دهد، جهانی بی‌هدف و پرشتاب که در سراشیبی افتاده و کسی دیگر قادر به کنترل و یا تغییر مسیرش نیست. جهانی که روشن‌بین‌ترین شخصیت داستانی‌‌اش- رئیس قطار- با طنزی تلخ و هولناک می‌گوید: «من همیشه بدون امید زندگی کرده‌ام.» جهان بدون امید جهان تراژیکی است. در تراژدی به مفهوم کلاسیک آن به تعبیر ژرژ استاینر «امید» غایب است. با این تعبیر از استاینر آثار دورنمات غالبا تراژیک‌اند. اما در دورنمات با تراژدی به معنای کلاسیک و مرسوم آن مواجه نیستیم بلکه با نوعی تراژدی روزمره روبه‌رو هستیم که هر زندگی آن را تجربه می‌کند. دورنمات نام آن را تراژدی دنیای معاصر گذارده است. در این نوع تراژدی دورنمات قهرمان یگانه و تقسیم‌نشدنی گذشته را به انسانی میانه‌حال، قابل ترحم و تقسیم‌شده و به تعبیری شیزوفرنیک بدل می‌کند.
 
از نظر او تراژدی در دنیای معاصر حول چنین انسان میانه‌حالی رقم می‌خورد. این تراژدی نه همچون تراژدی‌های یونانی است که «قهرمان» به‌واسطه اراده و مسئولیتش در مرکز آن قرار می‌گیرد زیرا می‌خواهد جهان را تابع اراده خود کند؛ که بالعکس در تراژدی معاصر این جهان و سازوکارهای آن هستند که می‌خواهند انسان، انسان بی‌مسئولیت و رهاشده را تابع اراده خود کنند. جهانی که خود مقصد و مقصودی ندارد و در این صورت به نظر دورنمات انسان شأنی به‌مراتب کمتر از گذشته پیدا می‌کند و در حاشیه قرار می‌گیرد و دیگر او نیست که همچون گذشته خود را با کنشی تراژیک به اثبات می‌رساند که بالعکس این سازوکارهای غیرقابل فهم دنیای معاصر یا به تعبیر دقیق‌تر قصابان بی‌نام‌ونشان‌اند که به تولید انبوه تراژدی مشغول‌اند. «… تراژدی‌هایی در برابر خود می‌یابیم که به وسیله قصابان دنیا کارگردانی می‌شوند و توسط ماشین‌های گوشت‌خردکنی اجرا»,٢
نمایش‌های دورنمات حول حاشیه‌های پرماجرای چنین تولید انبوهی است که شکل می‌گیرد.
 
زندگی دورنمات در جهان کافکایی 
از یک جهت تولید انبوه تراژدی – شاید به خاطر تولید انبوه- کار را به کمدی می‌کشاند. به نظر دورنمات این هیچ بد نیست چون با کمدی بهتر می‌توان عمق تراژدی را نمایان ساخت. او آثارش را با عنوان تراژدی-کمدی معرفی می‌کند. اما مهم‌تر از آن چه‌بسا فرم کمدی شاید تنها پاسخی باشد که می‌توان به تراژدی تاریخ داد. این فرم کمدی دیگر نه از فرط هیجانات شادی‌بخش و نشاط‌آور که از فرط استیصال است که شکل می‌گیرد و خنده‌ای که بابتش می‌شود، نه خنده‌اي شادکامانه که نیشخند است. از این نوع کمدی می‌توانیم با عنوان کمدی سیاه و یا کمدی شیطانی نام ببریم.
نمونه‌ای از این نوع فرم کمدی، نمایش‌نامه «پنچری» (١٩٥٦) است. تراپس شخصیت اصلی این نمایش است. او که قبلا ویزیتوری خرده‌پا بوده، بر اثر فعالیت و اقدامات خود، در نهایت مدیر موفق شرکتی تجاری می‌شود. ماشین تراپس در یکی از مأموریت‌های کاری در حومه ویلاییِ شهر خراب می‌شود و او به‌ناگزیر شب را در دهکده سپری می‌کند. در آن‌موقع از سال مهمانخانه‌ها مملو از مسافر بودند و معذور از پذیرفتنش می‌شوند و سرانجام تراپس با توصیه یکی از صاحبان مهمانخانه به ویلای فردی به نام ورگه راهنمایی می‌شود و در آنجا مورد استقبال ورگه و دوستانش که چهار قاضی بازنشسته هستند قرار می‌گیرد.
 
ورگه و دوستانش که گویی از قبل منتظر آمدن تراپس بودند وی را به شام دعوت می‌کنند و بعد از خوردن و نوشیدن و وقت‌گذرانی دلپذیر، به تراپس پیشنهاد بازی دسته‌جمعی می‌دهند. بازی آنها البته از نوع ویژه‌ای است: «آنها برای تجدید خاطرات گذشته تصمیم می‌گیرند به تقلید از شیوه دیرین دادگاهی درست کنند و محاکمه‌ای ترتیب دهند. اعضای دادگاه پیش از آن انتخاب شده‌اند. دادستان، وکیل‌مدافع، قاضی و فردی که او را جلاد می‌نامند و وظیفه‌اش اجرای حکم است. در این میان تنها متهم کم است، تراپس این نقش را می‌پذیرد و بازی آغاز می‌شود»,٣
دادگاه اگرچه در ابتدا صوری و حتی شوخی به نظر می‌آید اما به‌تدریج به محکمه‌ای واقعی بدل‌ می‌شود. تراپس به‌عنوان متهم بدون توجه به عواقب و سرخوش از پذیرایی اعضای دادگاه شروع به یادآوری برخی از خاطرات گذشته و به تعبیری شروع به اعتراف می‌کند. اعترافات تراپس اگرچه کاملا درست و صادقانه است اما در آن مواردی است که مورد بهره‌برداری دادستان قرار می‌گیرد و به‌رغم دفاع وکیل متهم که تراپس را نمونه‌ای از «قربانی تمدن زمان ما» معرفی می‌کند و از دادگاه تقاضای تخفیف حکم می‌کند اما در‌نهایت رئیس دادگاه حکم به اعدام تراپس می‌دهد و دیگر نوبت پیلت (جلاد) می‌شود که حکم را اجرا کند. محکمه نمایشی اگرچه بازی‌ای بیش نیست، اما این بازی «حس گناه» را در تراپس تشدید می‌کند بدان حد که وی بازی را کاملا جدی می‌گیرد و خواهان اجرای حکم اعدام برای خود می‌شود.
«تراپس: اما آخه من قاتلم، آقای پیلت. من باید مجازات بشم، آقای پیلت من باید…من یه قاتل»٤
 
زندگی دورنمات در جهان کافکایی 
شاید در جهان ادبیات، دورنمات یکی از نویسندگانی باشد که بیش‌ترین قرابت را با کافکا داشته باشد. یکی از مهم‌ترین ایده‌های کافکایی به‌پایان‌رسیدن مفهوم علیت است.
ایده «به‌پایان‌رسیدن مفهوم علیت» با پیشامد به مثابه امری کاملا بی‌سابقه و نابهنگام پیوند می‌خورد. در وقوع پیشامد دیگر علل مکانیکی به مفهوم مکانیکی آن وجود ندارند.
در ادبیات کافکایی «پیشامد» نقشی مهم و مرکزی دارد. به یک تعبیر داستان‌های کافکا همواره با یک پیشامد، دقیقا به مفهوم پیشامد یعنی نابهنگام و بی‌‌سابقه، شروع می‌شود. این «پیشامد» کافکایی هیچ علت مکانیکی ندارد و کافکا هیچ توضیحی درباره‌اش نمی‌دهد. نمونه‌ای از این پیشامد را کافکا در داستان‌های خود می‌آورد: گرگور زامزا در «مسخ» از خوابی آشفته بیدار می‌شود و می‌بیند که در تختخوابش به حشره‌ای عظیم بدل شده است. او علت را درنمی‌یابد، چنان‌که یوزف ک، در رمان «محاکمه» نمی‌تواند بفهمد که به چه جرمی دستگیر شده است و ک. در رمان «قصر» نیز نمی‌تواند وارد قصر شود اما نمی‌داند چرا. سرنوشت جوان بیست‌وچهارساله داستان «تونل» دورنمات نیز چندان پر بی‌شباهت به شخصیت‌های کافکایی نیست، او نیز نمی‌تواند برای پرسش خود پاسخی پیدا کند که چرا قطاری که هربار از تونل بیرون می‌آید این‌بار بدون هیچ کنترلی در سراشیبی بی‌انتها سرازیر شده است و دیگر از تونل بیرون نمی‌آید. در دورنمات نیز همچون کافکا بسیاری چراها اساسا پاسخی پیدا نمی‌کنند.
دورنمات رمان‌های پلیسی* نیز نوشته است. توجه وی به رمان‌های پلیسی و خلق شخصیت‌های پلیسی مانند ماتئی و یا برلاخ نه پیگیری ایده‌های نهفته در رمان‌های کلاسیک پلیسی که از قضا ضد آن است. ایده‌های ضدپلیسی دورنمات نیز به نوعی نشئت گرفته از ایده‌های کافکا است. او نام یکی از رمان‌های پلیسی‌اش – «قول»- را با عنوان فرعی «فاتحه داستان‌ جنایی» نام‌گذاری کرده بود. فاتحه‌ای که او برای داستان‌های جنایی و پلیسی می‌خواند فی‌الواقع فاتحه‌ای است که او برای «عدالت» در جهان کنونی می‌خواند. تا قبل از این، داستان‌های پلیسی همچون نظام‌های اخلاقی «زمانی» را نوید می‌دادند که مجرمان به جزای خود می‌رسند و در نهایت بی‌گناهان رهایی می‌یابند تا به تعبیری هر صدا انعکاسی یابد و هر علت معلولی داشته باشد؛ تا مفهوم علیت به پایان نرسد و عدالت محقق شود. درحالی‌که به نظر دورنمات تحقق عدالت در جهان فعلی از اساس منتفی است و تازه اگر هم نباشد «مشیت عدالت را نمی‌توان درک کرد.»٥** به نظر دورنمات در‌هرحال لازمه نجات و تحقق عدالت معنا و هدف است، درحالی‌که از نظرش مقدر آن است که جهان معنا و مقصودی نداشته باشد جز معنا و مقصودی که آدمیان با تصورات خود به جهان می‌دهند.
 
دورنمات با نوشتن نمایش‌نامه «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» به شهرتی عالمگیر رسید. او در این نمایش ایده‌های خود را در قالب نمایشی جالب پی می‌گیرد. مضمون اما باز «عدالت» است. دورنمات در این کتاب ما را با دو مصلح دیگر آشنا می‌کند. آن دو مصلح نیز همچون تمامی مصلحان خواستار استقرار عدالت‌اند: «… یکی به نام می‌سی‌سی‌پی و دیگری موسوم به سن کلود… هر یک پیرو پرحرارت و متعصبِ مسلک فلسفی جداگانه‌ای شده است که رقیب دیگری است، چون تصادفا به کتابی غیر از دیگری برخورده است، می‌سی‌سی‌پی تورات را خوانده است و سن کلود کتاب سرمایه مارکس را.»٦ اما چنان که شیوه دورنمات است او نماد را به مضحکه بدل می‌کند. از نظر دورنمات آن دو مصلح البته که در نهایت از بین می‌روند زیرا از درک این مسئله غافلند که اراده آنان که خود را در قالب تصورات و خیالات نشان می‌دهد در برابر جهانی که هر بار به صورت بخت و تصادف ظاهر می‌شود هیچ است، در حالی‌که آن دو می‌خواستند اراده‌شان را بر جهان حاکم کنند.
 
زندگی دورنمات در جهان کافکایی
 
دورنمات در «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» بر هرگونه تلاش برای تغییر جهان خط بطلانی می‌کشد. چنان که قبلا کشیده بود، «سعی برای نجات جهان مفهومی ندارد.»٧ این همان طنز کافکایی است که این‌بار از زبان دورنمات بیان می‌شود: «هر کار بکنی باز هم اشتباه است.»٨
دورنمات زمانی گفته بود که به‌رغم وجود آدم‌هایی همچون می‌سی‌سی‌پی و سن‌کلود که در تصورات و خیالات خود را منجی جهان می‌دانند این جهان اصلا ارزش نجات‌دادن ندارد دراین‌باره توضیح نمی‌دهد که چرا ارزش نجات‌دادن ندارد. شاید «ارزش‌»ها از منظرش همان تصور و ذهنیت‌هایی هستند که آدمیان برای جهان قائل می‌شوند. در این صورت ایده دورنمات طنینی کاملا نیچه‌ای دارد: «جهان آن ارزشی را ندارد که گمان می‌کردیم دارد!»***
پی‌نوشت‌ها:
* ازجمله رمان‌های پلیسی دورنمات «قول»، «قاضی و جلادش» و «سو‍ءظن» است که همه به فارسی ترجمه شده‌اند.
** جمله گفته‌شده یادآور اصطلاح الهیاتی کافکا است که مشیت الهی را نمی‌توان درک کرد.
*** از نیچه
١، ٦) دورنمات، ولوارث، ترجمه عزت‌الله فولادوند
٢،٣) برشت، فریش، دورنمات، نوشته تورج رهنما
٤) پنچری، دورنمات، ترجمه حمید سمندریان
٥،٨) کافکا به روایت بنیامین، بنیامین، ترجمه کوروش بیت‌سرکیس
٧) تونل، دورنمات، ترجمه ناصر صفایی

با کودکان اوتیسمی چگونه رفتار کنیم؟


وب‌سایت تک شات – پریسا قره گوزلو: اکثر ما با بروز رفتاری جلب توجه کننده از یک کودک بلافاصله به قضاوت او می پردازیم، اما باید بدانیم کودک اوتیسمی که سخت برای سازگاری با دنیا در تلاش است به تنها چیزی که نیاز ندارد قضاوت و انتقاد ماست.

در ادامه با ده توصیه ای آشنا می شوید که نتیجه مطالعه ی دقیق کودکان اوتیسم است. اگر هر یک از ما زمانی را به درک افراد اوتیسمی اختصاص دهیم، قطعا جوامع ما بسیار غنی تر شده و تمامی افراد می توانند از زندگی در آن لذت ببرند.

 
 با کودکان اوتیسمی چگونه رفتار کنیم؟
۱٫ کودکان اوتیسمی نیز از فردیتی مستقل برخوردارند

همانطور که هر یک از ما فقط یک شخص متمایز هستیم و کپی ای از ما وجود ندارد، کودکان اوتیسمی نیز از فردیت برخوردارند. این کودکان هم از مهارت های متعددی برخوردارند و انجام بعضی امور برای آنها دشوار است. فقط به این دلیل که کودکی به اوتیسم مبتلاست، به این مفهوم نیست که تمام قابلیت ها و عدم قابلیت های او مانند یک کودک اوتیسمی دیگر است. عشق و پذیرش خانواده، اقوام و دوستان بهترین راه کمک به رشد و شکوفایی استعدادهای این کودک است.

۲٫ درک این کودکان از دنیا با ما تفاوت دارد

بعضی صداها، بوها و نورها برای این کودکان استرس زا، ترسناک و یا حتی دردناک است. لمس افراد می تواند برای این کودکان بسیار ناخوشایند باشد و به همین دلیل هم علاقه ای به در آغوش کشیده شدن ندارند. اما از طرفی کودکان اوتیسمی جزییاتی که از حواس ما جا می افتند را درک می کنند، جزییاتی که به نظر آنها جالب است. بد نیست کتاب هایی که توسط افراد مبتلا به اوتیسم نوشته شده را مطالعه کنیم تا با حسی که آنها از دنیا دارند بیشتر آشنا شویم.

۳٫ این کودکان هم مانند سایرین به دوست نیاز دارند

البته رفتارهای اجتماعی این کودکان با سایر افراد متفاوت است. برای یک کودک اوتیسمی، ارتباط و تعامل فقط از طریق کلام صورت نمی گیرد. بعضی کودکان اوتیسمی از کلام برای ارتباط استفاده نمی کنند و در مقابل از روش های غیرکلامی بهره می برند. این روش ها می تواند شامل هدایت مخاطب به سمت شئی که می خواهند یا نگاه ممتد به آن باشد. بنابراین باید به این کودکان بنگریم و زبان آنها را بیاموزیم.

۴٫ رفتار این کودکان همان روش ارتباطی شان است

این کودکان اگر نتوانند افکار و احساسات خود را بیان و منتقل کنند بسیار برانگیخته، ناراحت یا عصبانی می شوند. به نظر بسیاری افراد این رفتار به شیطنت و رفتار چالش برانگیز تعبیر می شود، اما در واقع روشی است که این کودکان برای برقراری ارتباط بر می گزینند. به جای تشدید این رفتارها، سعی کنید به کودک در بیان افکارش کمک کنید.

۵٫ با این کودکان با روشی که برای آنان قابل درک است ارتباط برقرار کنید

باید به این کودکان کمی بیشتر زمان دهید. منظور خود را شفاف بیان کنید و به کودک فرصت دهید واکنش لازم را نشان دهد – این کودکان ممکن است به ۵ تا ۱۰ ثانیه زمان برای درک آنچه به آنها می گویید نیاز داشته باشند. علایق و روش های برقراری ارتباط این کودکان را بشناسید و از علایقش برای برقراری ارتباط با او استفاده کنید. در فکر کنترل تعامل با این کودکان نباشید. زمان و فضای کافی را برای ارایه پاسخ در اختیار کودک اوتیسمی بگذارید. اگر بتوانید از تمامی حواس خود برای شنیدن استفاده کنید، متوجه خواهید شد که این کودکان چقدر حرف برای گفتن دارند.

۶٫ این کودکان در لحظه زندگی می کنند

شاید درک مفهوم یک ایده بزرگتر و خارج از موضوعی که در جریان است برای این کودکان دشوار باشد. بهتر است برای انتقال مفهوم از تصاویر استفاده کنید و توضیح کاملی در خصوص آنچه پیش رو است ارایه دهید.

۷٫ این کودکان از اضطراب زیادی رنج می برند

کودکان اوتیسمی به دلیل مشکل در درک دنیا و انتقال افکار و نیازهایشان همواره دچار اضطراب و نگرانی هستند. آنچه این کودکان می بینند، می شنوند و حس می کنند می تواند دردناک باشد و بنابراین دنیا می تواند مکانی ترسناک و گیج کننده برای آنها باشد. وقتی چیزی بطور ناگهانی رخ می دهد یا تغییر می کند، دچار وحشت می شوند. سایرین ممکن است چنین رفتاری را احمقانه بنامند، اما در این شرایط کودک اوتیسمی به شدت وحشت زده است.

۸٫ کودکان اوتیسمی به حفظ روند های معمول و روتین اهمیت می دهند

بدین ترتیب کودک اوتیسمی احساس امنیت کرده و سازگاری با محیط برای او تسهیل می شود. این به این مفهوم نیست که این کودکان از تجربیات جدید استقبال نمی کنند، اما برای پیوستن به روند حاکم بر دنیا به حمایت بیشتری نیاز دارند. کودک اوتیسمی با کمک ما می تواند با فعالیت ها و ورزش هایی آشنا شود که از انجام آنها به همراه شما لذت خواهد برد. اگر به کودک اوتیسمی برای حس آرامش بیشتر کمک کنید، سازگاری او با محیط نیز راحت تر و سریعتر خواهد بود.

۹٫ کودکان اوتیسمی برای یادگیری نیاز به کمک ما دارند

همه کودکان اوتیسمی می توانند یاد بگیرند، فقط به زمان بیشتری برای درک موضوع و فهم ارتباط آن با خودشان نیاز دارند. همه افراد به روش های متفاوتی می آموزند. این کودکان ممکن است برای یادگیری به تحرک بیشتر و یا داده های بصری بیشتر نیاز داشته باشند، اما از یادگیری لذت می برند. با یادگیری کودکان اوتیسمی اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند.

۱۰٫ به توانایی های این کودکان بیاندیشید، نه ناتوانایی هایشان

کودکان اوتیسمی بسیار باهوش و اجتماعی هستند و ممکن است به موضوعاتی خاص علاقه بیشتری داشته باشند و جزییات بیشتری را توسط حواسشان دریافت کنند. همانطور که کودکان غیراوتیسمی علایق متفاوتی دارند. به این کودکان نیز عشق بورزید و به آنها کمک کنید تا حضور خود در دنیا را به ثبت برسانند.

شلیک به کیف قاپ فراری درکوچه بن بست


روزنامه ایران:  زورگیر و کیف قاپ موتورسوار خیابان‌های شمال پایتخت، درعملیات تعقیب و گریز، توسط مأموران پلیس مجروح و دستگیر شد.
 
چندی قبل وهمزمان با طرح شکایت چند مالباخته در پایگاه یکم پلیس آگاهی، جست و جو برای یافتن موتور سوار تک سرنشین قوی هیکلی در دستور کار مأموران قرار گرفت که کیف قاپی وزورگیری می‌کرد.
 
تجسس‌ها دراین باره ادامه داشت تا اینکه مأموران کلانتری ۱۲۳ نیاوران به راکب موتورسیکلتی در خیابان نوریان، خیابان آذرمینا ظنین شدند که مشخصاتی شبیه سارق فراری داشت. به این ترتیب تیم گشت به مرد موتورسوار دستور ایست دادند اما راکب بدون توجه به هشدار پلیس بسرعت فرار کرد.
 
مأموران نیز با اعلام موقعیت به همه واحدها، به تعقیب موتورسیکلت سوار پرداختند و او را در حالی که در درون کوچه‌ای بن‌بست گیر افتاده بود و قصد داشت پای پیاده فرار کند، با رعایت قوانین استفاده از سلاح از ناحیه پای راست هدف گلوله قرار داده و دستگیرش کردند. متهم پس از دستگیری برای درمان به بیمارستان انتقال یافت و بازجویی از او روی تخت بیمارستان ادامه یافت.درادامه کارآگاهان دریافتند تبهکار ۳۷ ساله، همان مجرم تحت تعقیب است.
 
با افشای هویت سارق و با دستور دادیار شعبه اول دادسرای ناحیه یک تهران، مخفیگاه متهم درحوالی تهران مورد بازرسی قرارگرفت ومقدارقابل توجهی ازاموال مسروقه کشف شد.
 

سرهنگ کارآگاه کرم یوسف وند، رئیس پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: کارآگاهان با استفاده از اموال مسروقه کشف شده از مخفیگاه متهم و بررسی سرقت‌های مشابه، دهها مالباخته را شناسایی کردند و تحقیقات همچنان برای شناسایی دیگر جرایم این متهم ادامه دارد.

پسر جوان قربانی رابطه پنهانی شد


روزنامه ایران: پسر جوان وقتی متوجه حضور پسری غریبه در خانه خواهرش شد او را با چاقو به قتل رساند.
 
بعد هم با کمک پدرش جسد قربانی را به بیابان‌های جنوب تهران برده و به آتش کشیدند. پسر جوان پیش از این با رأی قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شده بود اما باتوجه به نقض این حکم در دیوانعالی کشور، بار دیگر صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری پای میزمحاکمه ایستاد.
 
عامل جنایت، صبح دیروز درآخرین دفاعش گفت: «من از اینکه منصور را کشتم پشیمان نیستم. چراکه وقتی او وخواهرم را درآن شرایط دیدم خونم به جوش آمد.»
 
 رسیدگی به این پرونده از پنجم آذر سال ۹۱ با ناپدید شدن پسر ۲۰ ساله‌ای به نام «منصور» در دستور‌کار پلیس شهریار قرار گرفت. پدراو به پلیس گفت: «پسرم ساعاتی قبل از خانه بیرون رفت اما دیگر برنگشته است. همه جا را دنبالش گشته‌ایم، اما هیچ اثری از او نیست.»
 
به دنبال این شکایت تلاش برای افشای راز ناپدید شدن پسر جوان آغاز شده بود که پلیس به بررسی فهرست تماس‌های تلفنی منصور پرداخت وسرانجام به رابطه پنهانی او با زن جوانی به نام «مرجان» پی بردند.
 
شواهد هم نشان می‌داد مرجان که به شیشه معتاد شده، سه بار از خانه فرار کرده است.بنابراین پلیس به بازجویی از این زن پرداخت، اما به سرنخی نرسید.
 
دو سال از این ماجرا گذشته بود که عصر ۲۲ مرداد ۹۳ مردی با پلیس حسن‌آباد فشافویه تماس گرفت و از مشاهده بقایای جسد سوخته‌ای در بیابان خبر داد.مأموران وقتی به محل مورد نظر رفتند با بقایای جسد مرد جوان روبه‌رو شدند که شواهد نشان می‌داد مدت زیادی از مرگ‌اش گذشته است.سپس جنازه این جوان ناشناس به سردخانه پزشکی قانونی انتقال یافت ودرتحقیقات بعدی مشخص شد جسد متعلق به منصور است.
 

پدرقربانی جنایت، پس ازکشف جسد پسرش گفت: طی دو سالی که پسرم ناپدید شده است، بسیار فکر کرده‌ام. او با هیچ‌کس خصومت نداشت.اما به پدر و برادر مرجان مظنون هستم. بدین ترتیب تحقیقات وارد مرحله تازه‌ای شد و پدر وپسربازداشت شدند.تا اینکه دربازجویی‌های فنی، رازجنایت را فاش کردند.سپس پدر و پسرمحاکمه شدند که عامل اصلی جنایت به قصاص وپدرش به حبس محکوم شدند. اما حکم صادر شده، از سوی قضات دیوانعالی تأیید نشد وبار دیگر صبح دیروزعامل اصلی جنایت در شعبه دهم دادگاه کیفری به ریاست قاضی قربانزاده وبا حضورقاضی ملکی -مستشاردادگاه-محاکمه شد.

در دادگاه چه گذشت
 
در آغاز جلسه رئیس دادگاه کیفرخواست متهم را بیان کرد. در ادامه نیز اولیای دم بار دیگرخواستارقصاص عامل قتل فرزندشان شدند. متهم وقتی پای میز محاکمه ایستاد تا از خود دفاع کند گفت: من به تنهایی منصور را کشتم و جنازه‌اش را به آتش کشیدم. پدرم در این ماجرا دست نداشت.
 
وی در تشریح جزئیات حادثه گفت: خواهرم به شیشه معتاد شده بود.او سه بار به خاطر منصور از خانه فرار کرده بود، به همین دلیل من و پدرم او را ترک داده ودر خانه مان تحت نظر گرفته بودیم تا اینکه ناگهان دیدیم مرجان از خانه بیرون رفته است.
 
من و پدرم به خانه‌اش رفتیم اما هر چه در زدیم، کسی پاسخ نداد. من از روی دیوار وارد خانه خواهرم شدم.اما مرجان به محض دیدن من دستپاچه شد و از در حیاط بیـــــــرون دوید. به محض اینکه وارد خانه شدم، ناباورانه با منصور روبه‌رو شدم و به خاطر غیرتم او را با دو ضربه چاقو کشتم. بعد هم جنازه را لای پتو پیچیدم و در صندوق‌عقب خودرو گذاشتم.
 
من و پدرم او را با هم به بیابان‌های فشافویه بردیم و من به تنهایی جسدش را آتش زدم تا راز جنایت پنهان باقی بماند.بارها گفته‌ام ازقتل دزد ناموس پشیمان نیستم، چون منصور مستحق مرگ بود.مرجان نیز که پیش از این به اتهام ارتباط پنهانی به یکصد ضربه شلاق محکوم شده است دیروز پای میز محاکمه ایستاد اما، فقط سکوت کرد.
 

در پایان جلسه دادگاه، هیأت قضایی وارد شور شدند تا رأی خود را صادر کنند.

روشن: مقصر استفاده‌نکردن از پیش‌کسوتان مدیران‌اند


روزنامه شرق: حسن روشن تنها بازیکن تاریخ فوتبال ایران است که هم در جام جهانی و هم در المپیک گلزنی کرده. او در اولین جام جهانی ایران موفق شد در روزی که شاگردان حشمت مهاجرانی با نتیجه ٤ بر یک مقابل پرو شکست خوردند، تک‌گل تیم ملی را بزند. روشن همچنین در المپیک ١٩٧٦ مونترال، آخرین المپیکی که فوتبال ایران در آن حضور داشت، موفق شد یکی از دو گل ایران در بازی‌ای که ملی‌پوشان فوتبال کشورمان با نتیجه ٣ بر ٢ مقابل حریف قدرتمند خود، لهستان، تن به شکست داده بودند را بزند. روشن بعد از پایان فوتبال توانست بالاترین مدرک مربیگری را بگیرد و تجربه خوبی از کارکردن در فوتبال پایه در کشور امارات دارد. سال‌ها تجربه حسن روشن در فوتبال بهانه‌ای شد تا با او از مشکلات پیش‌کسوتان فوتبال تا مشکلات فوتبال پایه در کشورمان صحبت کنیم.

فکر می‌کنید چرا در فوتبال ایران در سال‌های گذشته توجه لازم به پیش‌کسوتان نشده؟

این موضوع تازگی ندارد. چندسالی است که وضع ورزش خراب شده به این دلیل که به پیش‌کسوت اهمیتی نمی‌دهند. ورزشکارانی هم که به‌روز هستند سعی می‌کنند به‌هرحال فقط برای قهرمانی و پول‌درآوردن ورزش کنند چون می‌دانند اگر پیر شوند مثلا شبیه فلان پیش‌کسوت می‌شوند. مقصر اصلی این اتفاقات از نظر من مدیرعامل‌های باشگاه‌ها هستند.
شما از مدیرعامل‌های باشگاه‌ها به‌عنوان مقصران اصلی بی‌توجهی به پیش‌کسوتان در فوتبال نام بردید. به‌عنوان پیش‌کسوت باشگاه استقلال چه پیشنهادی به مدیران باشگاه‌ها برای حل این مشکل دارید؟
تقریبا درمجموع همه طرز فکر غلط دارند و به خاطر اینکه پشت این مدیران به جاهای دیگری به غیر از ورزش گرم است فکر نمی‌کنم این مشکل به این سادگی‌ها حل شود. به این دلیل که این مدیران ورزشکار نیستند و حضور در باشگاه‌ها برای آنها منافع معنوی و مادی دارد. از طرفی توجه به پیش‌کسوت یک مقدار هزینه دارد. پیش‌کسوتان به دلیل کهولت سن مشکلات بیمه و رسیدگی دارند. پس مدیر بیگانه با ورزش، از امور پیش‌کسوتان به دلیل فرار از هزینه‌کردن و اشراف‌نداشتن به موضوع فاصله می‌گیرد؛ یعنی برعکس تمام دنیا که برای پیش‌کسوت احترام خاصی قائل هستند، در کشور ما او را طرد می‌کنند. به همین خاطر وزیر ورزش و جوانان باید بداند مدیرعامل‌هایی که برای باشگاه‌ها می‌گذارد افرادی فهیم و دلسوز باشند، این دلسوزی به نفع ورزش است. اگر این دلسوزی در مدیران وجود داشته باشد و پیش‌کسوتان را مهم حساب کنند آن زمان به صورت خودکار باید از بودجه خود استفاده کنند، برای باشگاه خود آکادمی درست کنند و به زیرساخت‌های باشگاه کمک کنند. درواقع به‌کارگرفتن پیش‌کسوت در باشگاه این برنامه‌ها را به ارمغان می‌آورد. این کارها درمجموع به ورزش کشور هم کمک می‌کند. این مسائلی که من گفتم به یک مدت‌زمان پنج‌ساله نیاز دارد که هیچ‌کدام از مدیرعامل‌ها حوصله این پنج‌سال را ندارند.
شما سابقه بازی در باشگاه الاهلی امارات را دارید. بعد از پایان فوتبال، برخورد مسئولان باشگاه الاهلی با شما چه تفاوتی با برخورد مسئولان باشگاه استقلال تهران داشت؟
شما سؤال خیلی خوبی را پرسیدید. اول از همه اقامت من را خودشان سه سال، سه سال تمدید می‌کنند با وجود اینکه من نیازی هم ندارم چون دیگر آنجا کاری ندارم که بخواهم بروم، اما آنها برای احترام این کار را انجام می‌دهند. هرجایی هم که باشگاه الاهلی بازی دارد، پیش‌کسوتان باشگاه که من هم یکی از آنها هستم را با خود می‌برند. وقتی هم با آنها حرف می‌زنیم به ما می‌گویند: «شما پیش‌کسوت باشگاه هستید و احترام شما واجب است». در صورتی که من آنجا اگر زحمتی هم کشیده‌ام، پول خودم را گرفته‌ام. من زحمت اصلی خود را در ایران کشیده‌ام. در آن کشور (امارات) احترام به پیش‌کسوت روال کار باشگاه شده است و برای آنها بازیکن خارجی یا عرب تفاوتی ندارد. در ایران من اصلا به باشگاه استقلال نمی‌روم و می‌توان گفت با مسئولان باشگاه درگیر هستیم. حتی اگر به باشگاه برویم ما را نمی‌شناسند و راه نمی‌دهند. مدیرعامل باشگاه فقط حرف از این می‌زند که سرایدار پیش‌کسوت است. به نظر من بزرگ‌ترین لطمه را در این سال‌ها بهرام افشارزاده به باشگاه استقلال زد.
حسن روشن، هم در المپیک و هم در جام جهانی موفق به گلزنی برای تیم ملی ایران شده‌ است. به نظر خودتان بهترین کاری که بعد از دوران فوتبال در این ورزش پرطرفدار انجام داده‌اید، چه بوده است؟
من در انگلستان دوره مربیگری دیده‌ام و دیپلم این کشور را دارم. در کشور ما حسین عبدی هم این مدرکی که من دارم را دارد. این مدرک به معنای این است که من مجوز کار حرفه‌ای در همه کشورهای دنیا را دارم. بقیه افراد در کشور ما فقط دوره دیده‌اند و خیلی هم خوب است، ولی مجوزی را که مثلا بروند در کشورهای دیگر مربیگری کنند ندارند. ما در کنار افرادی مثل وحید هاشمیان که در آلمان و انگلیس بوده‌اند این مجوز را داریم. من هم اگر این مدرک را گرفته‌ام خود عرب‌ها پول آن را داده و خودشان هم ١٠ سال از دانش ما استفاده کرده‌اند. زمانی که من به ایران آمدم، خواستم به باشگاه استقلال کمک کنم، آن هم در آکادمی باشگاه. در کشور ما اصلا به این موضوع اهمیت نمي‌دهند، اما در هر باشگاهی در دنیا آکادمی مهم‌ترین بخش باشگاه و پایه و اساس آن است. دو مرتبه من برای کمک به آکادمی باشگاه استقلال تهران رفتم که بار اول با علی فتح‌الله‌زاده درگیر شدم، چون اصل آکادمی را نمی‌شناخت و بار دوم بدتر از او با بهرام افشارزاده درگیر شدم.  
دلیل آن هم این بود که افشارزاده می‌خواست میز را به هر صورتی که هست، حفظ کند و مدیرعامل باشگاه استقلال باشد و در هر تمرینی ٣٠ دفعه او را صدا بزنند. هر قراردادی می‌آمد امضا می‌کرد. من با او قرارداد سه‌ساله و ٣٠٠ میلیونی داشتم. وقتی من با مربی‌هایی که پول می‌گرفتند و بچه‌های مردم را اذیت می‌کردند، برخورد کردم، گفت: «شما دیگر نیا!». من قرارداد را بردم و جلوی او انداختم و نرفتم هم شکایت کنم؛ برای اینکه استقلال خانه ما بود؛ خانه افشارزاده که نبود. مدیرعامل باید به همه چیز باشگاه فکر کند و مهم‌ترین آن پیش‌کسوتان باشگاه است و بعد هم آکادمی . بهترین دوران کاری من بعد از فوتبال، به روزهایی برمی‌گردد که در فوتبال پایه در امارات کار کردم و از باشگاه من هشت بازیکن به تیم ملی امارات رسیدند. احمد خلیل که این روزها یکی از مهره‌های تاثیرگذار تیم ملی امارات است، یکی از شاگردان من بوده که به این موضوع افتخار می‌کنم.
از هشت بازیکنی که شاگرد شما بوده و به تیم ملی امارات رسیدند، صحبت کردید. آیا در سال‌های گذشته رئيس فدراسیونی بوده که از شما برای کار در فوتبال پایه دعوت کرده باشد؟
زمان داریوش مصطفوی دعوت شدم. زمان آقای محمد دادکان که خدا به او خیر بدهد، من مدیرفنی تیم ملی جوانان بودم. قرار بود در آن روزها کارهای خوبی انجام دهیم. زمانی که آقای دادکان عوض شد، ما هم کنار آمدیم. آنهایی که می‌فهمیدند و آنهایی که فوتبالی بودند، از من دعوت کردند. من هم حسن روشن فوتبالیست نبودم و رفته بودم و از انگلستان دیپلم گرفته بودم و آن مدرک را هم به هر کسی نمی‌دهند.
شما سابقه کار در فوتبال پایه در آسیا را دارید. مشکل اصلی فوتبال پایه در ایران را در چه می‌دانید و فکر می‌کنید چگونه می‌توان این مشکل را حل کرد؟
وقتی مدیرعامل در نظر نمی‌گیرد با بودجه‌ای بین ٥٠٠ میلیون تا يك میلیارد برای آکادمی بعد از سه سال می‌توانند ١٠ تا ٢٠ بازیکن برای تیم بزرگ‌سالان پرورش دهند، می‌آید و علنی به مربی‌های خود می‌گوید: «خودتان بروید پول درآورید و خودتان خرج کنید». راهکار این است که وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال مثل امارات و سایر کشورها، در نظر گرفتن بودجه را برای آکادمی اجباری کنند و در کنار آن نظارت کنند تا باشگاه‌ها به آکادمی خود توجه کنند. درحال‌حاضر در پرسپولیس و استقلال به بازیکنی که فوتبالیست خوبی است؛ اما پدر او راننده اتوبوس واحد است، گفته می‌شود تو بازیکن خوبی نمی‌شوی. به بازیکنی هم که خوب نیست؛ اما خانواده او ماشین مدل بالا دارند، گفته می‌شود به تیم ملی می‌روی! باید به مربیان پول داده شود و آنها فقط بازیکن تربیت کنند. از نظر من، مقصر دوم به این روز افتادن فوتبال پایه کشورمان، مربی است؛ مقصر اصلی، مدیر‌عامل‌هاي باشگاه‌ها هستند.
فکر می‌کنید چرا این فرصت برای شما مهیا نشد که باشگاه استقلال تهران را هدایت کنید؟
خیلی صریح به شما می‌گویم؛ به دلیل اینکه در باشگاه استقلال… افرادی مثل من نباید وارد شوند. وقتی باشگاهي این‌طور باشد، فاتحه آن باشگاه را باید خواند.
بعد از فوتبال خرج زندگی حسن روشن از فوتبال گذشت؟
سؤال خوبی است که باید درباره آن توضیح بیشتری بدهم. هر کسی که فوتبالیست خوبی بوده، دلیلی ندارد که مربی خوبی هم بشود و من هم از این قاعده مستثنا نیستم. اما اگر می‌گویم چرا بعد از فوتبال خودم نتوانستم در کشورم وارد مربیگری شوم، به این دلیل است که من بعد از فوتبال رفتم دوره دید‌م و بالاترین مدرک را گرفتم و به همین دلیل است که گلایه دارم. من توقع داشتم همان مدت که در دوره آقای دادکان در تیم ملی جوانان بودم، به من مسئولیت می‌دادند؛ چون او می‌دانست چه خبر است. البته من گله‌ای هم ندارم و می‌گویم ما به مردم بدهکار هستیم. ما به مسئولان بدهکار نیستیم. ما به مملکت خدمت کرده‌ایم، به مردم بدهکار هستیم. می‌خواهم به خاطر همین بدهکاری به بچه‌های مستعد کمک کنیم؛ ولی اینها نمی‌خواهند. ما می‌گوییم فوتبالیست بیاید و تمرین کند؛ اما آنها می‌گویند نه؛ فردی که می‌تواند ٥٠ میلیون بدهد، بیاید. من درآمدی از کارکردن در فوتبال ایران که بگویم زندگی من از آن درآمد گذشته، نداشته‌ام.
کمی از فضای انتقادی دور شویم. در سال‌های گذشته هم‌بازی‌های شما از جمله منصور پورحیدری، غلامحسین مظلومی و ناصر حجازی دار فانی را وداع گفتند. چه حسی از رفتن این هم‌بازی‌ها به شما دست می‌دهد؟
بالاترین لطمه‌ای که به ما و حتی پرسپولیسی‌ها، چون آنها هم دوستان ما هستند، در این سال‌ها خورده است؛ رفتن این دوستان از بین ما بوده. این لطمه‌ها هیچ وقت جبران نمی‌شود؛ ولی با طبیعت، سرشت و تقدیر نمی‌شود جنگید.
بهترین خاطره دوران ورزشی شما چه بوده است؟
من رکوردی که خودم برای خودم دارم و به آن هم افتخار می‌کنم، این است که در همه رده‌ها از جوانان که به فوتبال ایران آمدم، توانستم برای ایران گل بزنم و تنها بازیکنی هستم که هم در المپیک و هم در جام جهانی برای ایران گل زده‌ام.
چه نمره‌ای به عملکرد علیرضا منصوریان و جوان‌گرایی که در باشگاه استقلال کرد، می‌دهید؟
جوان‌گرایی دل می‌خواهد. منصوریان هم دلش را داشته و این کار را کرده. الان نمی‌شود به منصوریان نمره داد؛ باید ببینیم می‌تواند بازیکنان جوان را برای فصل بعد حفظ کند. اگر بتواند این بازیکنان را حفظ کند، من به او نمره ١٨ می‌دهم؛ اما اگر نتواند این بازیکنان را حفظ کند، وضع استقلال و خود منصوریان برای فصل آینده خراب می‌شود. در مجموع روند رو به رشد استقلال عالی بوده و امیدوارم این روند در فصل آینده ادامه داشته باشد.
چه پیشنهادی به علیرضا منصوریان برای موفقیت در فصل آینده دارید؟
الان برای پیشنهاد من دیر است. باید قرارداد بازیکنان جوان خود را طوری می‌نوشتند که این بازیکنان سه سال بتوانند برای استقلال بازی کنند و مشکل مالی نداشته باشند.
اگر قراردادهای بازیکنان جوان استقلال به این صورت باشد، با این روند می‌توان گفت که موفقیت استقلال در فصل آینده امکان‌پذیر است؛ اما اگر فصل تمام شود و بعضی از بازیکنان جوان قراردادشان تمام شود و نتوانند در باشگاه بمانند یا نخواهند که در استقلال بمانند، آن زمان است که کار منصوریان در باشگاه استقلال سخت می‌شود؛ چون آکادمی دو باشگاه استقلال و پرسپولیس فعال نیست و این تیم‌ها به مشکل می‌خورند.
پرسپولیس هم سال آینده به مشکل می‌خورد؛ به دلیل اینکه از نظر بازیکن پشتوانه ندارد.
شما سال‌ها مهاجم تیم ملی و باشگاه استقلال تهران بوده‌اید و تجربه کار با بازیکنان جوان را هم دارید. چه توصیه‌ای به کاوه رضایی، مهاجم اول این روزهای باشگاه استقلال تهران دارید؟
به‌دست‌آوردن هر جایگاهی زحمت و مشکل دارد، حفظ‌کردن آن زحمت و مشکل بیشتري دارد. ما در استقلال بازیکنانی مثل مجاهد خذیراوی داشتیم که رسید به آن‌جایی که باید رشد آن‌چنانی می‌کرد؛ ولی گنجایش نداشت، دوستان خوبی هم نداشت و فوتبال او از بین رفت. الان ببینید کجاست؟ بازیکنان وقتی جایگاهی را به دست می‌آورند، باید در کنارشان مدیر با‌دانش داشته باشند، مانند دوره‌ای که علی کریمی بازی می‌کرد. در آن روزها مدیران خوبی در فوتبال ایران بودند و آن نسل موفق شدند. اگر استقلال و پرسپولیس خوب باشند، به تیم ملی ما کمک زیادی خواهد شد.
نظر شما درباره عملکرد کارلوس کی‌روش در تیم ملی چیست و فکر می‌کنید ما به جام جهانی ٢٠١٨ روسیه برای دومین دوره پیاپی با کی‌روش صعود می‌کنیم؟
اینکه به جام جهانی صعود می‌کنیم، در آن بحثی نیست. من همیشه می‌گویم اگر ما کی‌روش را آورده‌ایم که ١٥ میلیارد به او بدهیم و فقط تیم ما به جام جهانی برود؛ خب این پول را بین بچه‌های تیم ملی تقسیم کنیم، خودشان به جام جهانی صعود می‌کنند. ما باید عملکرد کی‌روش را با فرانک اوفارل مقایسه کنیم. اوفارل وقتی بعد از دو سال از ایران رفت، نتایج بزرگ ایران با آقای حشمت مهاجرانی دستیار او بود؛ اما کی‌روش دستیار ایرانی را قبول ندارد و مربیان ما از او چیزی یاد نمی‌گیرند. حتی اگر ما با کی‌روش قهرمان جهان شویم، وقتی برگشتیم به ایران و قرارداد او تمام شد، حضور او چه دستاوردی برای فوتبال داشته؟ ما باید بعد از او دوباره از صفر شروع کنیم؟ کی‌روش در سال پنج ماه هم در ایران نیست؛ در‌حالی‌که اوفارل در کل سال دو ماه مرخصی داشت و وقت داشت با مربیان ایرانی صحبت کند. به نظر من کی‌روش فقط به صعود ایران به جام جهانی فکر می‌کند و به ساختن آینده فوتبال ما فکری نمی‌کند.
در پایان صحبتی مانده؟
آقای نوجوان طرحی ریخته و این طرح در حال انجام است و با این طرح جایگاهی برای پیش‌کسوتان در نظر می‌گیرند که به ورزشگاه بیایند که این کار جای تشکر دارد. همچنین می‌خواهم از آقای جمشیدی رئیس صندوق حمایت از پیش‌کسوتان تشکر ویژه کنم که با این وضع نابسامان بودجه‌ای که دارند، هزینه درمان سرطان اکبر کارگرجم را قبول کرده‌اند. در آخر هم می‌خواهم بگویم خدا را شکر آقای سلطانی‌فر که به وزارت ورزش و جوانان آمده، مدیر خیلی خوبی است که این موضوع ثابت شده.
ان‌شاءالله بعد از اینکه برای دوره بعدی هم ابقا شدند، اگر دولت عوض نشود، تفکرات ارزنده‌ای را برای جوانان مملکت به‌ویژه فوتبال به ارمغان بیاورند.

زنگنه: زنجانی پول ملت را خورد و انگار نه انگار


خبرگزاری ایسنا: بیژن زنگنه در نشست خبری که امشب قبل از افتتاح شش فاز پارس جنوبی که در عسلویه برگزار شد، اظهار کرد: شش فاز پارس جنوبی با ظرفیت ۱۷۰ میلیون متر مکعب گاز ترش و ۱۵۰ میلیون متر مکعب گاز شیرین، در هر فاز نیم میلیون تن اتان، نیم میلیون تن ال پی جی و بین ۳۵ تا ۴۰ هزار بشکه در روز میعانات تولید می‌شود.

وی ادامه داد: همچنین از لایه نفتی پارس جنوبی برای اولین بار بهره‌برداری می‌شود و چهار طرح پتروشیمی که شامل فاز دوم پتروشیمی کاویان، پتروشیمی مروارید، پتروشیمی تخت جمشید و پتروشیمی انتخاب نیز راه‌اندازی خواهد شد.

وزیر نفت با بیان اینکه تولید پارس جنوبی نسبت به پنج ماه نخست سال ۹۲ به ۴/۲ برابر رسیده است، گفت: با افتتاح شش فاز پارس جنوبی به طور کلی ۱۱ فاز پارس جنوبی در دولت یازدهم به بهره‌برداری رسیده و تولید از این میدان گازی در اسفند ۹۵ و فروردین ۹۶ نسبت به پنج ماه اول سال ۹۲ به ۴/۲ برابر رسیده است و وضعیت ایران در مقایسه با همسایه خارجی در برداشت از میدان مشترک پارس جنوبی متعادل شده است. این یکی از آرزوهای من بود که خدا را شکر به آن رسیدیم.

زنگنه با اشاره به تحریم‌ها اظهار کرد: دو سال و نیم تحریم‌ها در دولت یازدهم سپری شد و فقط چند ماه آن در دولت دهم بود. ما از نظر صادرات نفت، درآمد، دسترسی به بانک، دسترسی به تجهیزات، بی‌پولی و غیره تحت فشار بودیم. اما در اوج تحریم توانستیم به اهداف خود برسیم.

تقدیر زنگنه از کارکنان پارس جنوبی

وی با تاکید بر اینکه پارس جنوبی نماد تمام نمای تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی است افزود: فرایند بهره‌برداری از پارس جنوبی در سال ۷۶ آغازشد و این عظمت در کمتر از بیست سال آفریده شد. من دست همه کسانی که در همه دولت ها در پارس جنوبی زحمت کشیدند با افتخار می بوسم.

دولت یازدهم آسیبی به هورالعظیم نزد

وزیر نفت در ادامه با تاکید بر اینکه دولت یازدهم آسیبی به هور العظیم نزد گفت: از روزی که وارد نفت شدم سریع اعلام کردم که برنامه ای برای خشکاندن هورالعظیم ندارم. ما اعلام کردیم همانطور که در خلیج فارس در آب کار می کنیم در این جا هم باید در آب کار کنیم.

زنگنه در مورد فلر ها نیز توضیح داد : در عسلویه تعدادی فلر است که ظرف ۱ تا ۲ سال آینده کاملا درست می شود. زمان می برد تا خروجی این فلرها تنظیم شود. در حال حاضر نیز واحدهای قدیمی وضع بهتری پیدا کردند.

وی با اشاره به طرح آماک اظهار کرد: در خوزستان نیز طرح آماک اجرا شد که گازهای اسیدی حدود ۱۰ روز است که حذف شده و برای تولید در پتروشیمی رازی مورد استفاده قرار می گیرد. نیازمند ساخت چند N.G.L هستیم و بقیه گازها هم اعلام آمادگی کردیم که حاضریم با قیمت پایین به سرمایه گذار بدهیم.

رشد بیش از دو برابری تولید از پارس جنوبی در دولت یازدهم

وزیر نفت در ادامه با بیان اینکه متوسط تولید از پارس جنوبی در سال ۹۲ ، ۲۸۰ میلیون متر مکعب بود گفت: در حال حاضر تولید از پارس جنوبی بیش از دو برابر رشد کرده است. تولید از پارس جنوبی تا سال ۹۲ ، ۵۷۰ میلیون متر مکعب بود که در سال ۹۵ به ۱۰۶۰ میلیارد متر مکعب تولید تجمعی رسیده است که این میزان تولید افزایش پیدا می کند. یکی از مشکلات ما ساخت خطوط انتقال بوده که بخشی از این خطوط احداث شده و بخشی دیگر هم احداث خواهد شد.

اجرای قراردادهای نفتی امری اجتناب‌ناپذیر است

وی با تاکید بر اینکه وزارت نفت در اجرای قراردادهای جدید نفتی به صورتی جدی تلاش می کند گفت: در این راستا ۷ تا ۸ گروه فنی، گروه قراردادی و گروه بازرگانی تشکیل شده که من شخصا هر هفته برای پیگیری روند کار آنها جلسه برگزار می‌کنم.

وزیر نفت با بیان اینکه ایران برای قراردادهای جدید نفتی آماده است در پاسخ به این سئوال که سرنوشت قراردادهای جدید نفتی در دولت آینده چه می شود پاسخ داد: کشورهای خارجی هم توجه می کنند که در آینده با چه کسی طرف هستند. اجرای قراردادهای جدید نفتی امری اجتناب ناپذیر است. کسانی ممکن است به اجرای این قراردادها انتقاد کنند و به سراغ مشارکت در تولید بروند. اما من با توجه به این شرایط سیاسی و اجتماعی ایران مخالف مشارکت در تولید هستم.

جزئیات صادرات گاز ایران به کشورهای خارجی

وی در ادامه با تاکید بر اینکه صادرات گاز از ایران به عراق قطعی است گفت: ممکن است فرایند صادرات گاز به عراق در هر زمانی آغاز شود. در این زمینه یک مشکل مالی وجود دارد و آن گشایش LC توسط عراق است که به زودی حل می شود.

وزیر نفت ادامه داد: بیش از ۵۰ میلیون متر مکعب گاز به عراق از نفت شهر و بصره صادر خواهد شد. خطوط آماده هستند. در زمینه صادرات گاز به پاکستان نیز کمی مشکل وجود دارد. اما سیاست ما روشن است. در این راستا شرایط سیاسی باید آماده باشد. برای صادرات روابط دولت ها با یکدیگر باید حسنه باشد. افغانستان نیز یکی از برنامه های ما برای صادرات گاز است.

زنگنه در پاسخ به این سئوال که اگر دولت روحانی بعد از انتخابات به کار خود ادامه دهد آیا وزارت نفت را بر عهده خواهد گرفت یا خیر پاسخ داد: این که وزیر چه کسی باشد یک مسئله فرعی است. در حال حاضر همه تمرکز باید روی ریاست جمهوری باشد تا کشور دچار چالش نشود. در طول سال ۹۵ بخشی از واحدها به مدار تولید آمد. همچنین تولید ایران تثبیت شد.

آخرین اخبار از مذاکره ایران و توتال

وزیر نفت در ادامه در مورد مذاکره ایران با توتال گفت: بعد از نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا توتال صحبت‌هایی را در مورد ادامه همکاری با ایران مطرح کرد که ما گله کردیم. با این وجود مذاکرات از نظر تنظیم قرارداد با سرعت جلو می رود و ممکن است ظرف ۲ هفته آینده مذاکرات ادامه پیدا کند. اما مشخص نیست تفاهم نامه چه زمانی امضا شود.

ایران نسبت به تعهد خود در اپک پایبند است

زنگنه در ادامه با اشاره به تعهد اپک و غیر اپک مبنی بر کاهش میزان تولید گفت : اپک و غیر اپک در این مدت همکاری تاریخی داشتند و ماه به ماه میزان رعایت تعهدات افزایش داشت. بازار این موضوع را جدی گرفته است به همین دلیل تصمیم اپک و غیر اپک موفق بوده است و قیمت ها نزدیک به ۵۵ دلار باقی ماند.

وی با تاکید بر اینکه اکثر کشورها مایل هستند تصمیم اپک تداوم داشته باشد افزود: ایران هم از این تصمیم حمایت می‌کند و اگر همه رعایت کنند ایران هم رعایت خواهد کرد.

وزیر نفت با بیان اینکه ایران به تعهد خود در اپک وفادار است در مورد میزان تولید نفت ایران توضیح داد: میزان واقعی تولید نفت با میزانی که منابع ثانویه اعلام می کنند تفاوت دارد. براساس اعلام منابع ثانویه میزان تولید نفت ایران حدود سه میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه است در حالی که میزان تولید واقعی نفت ایران بیشتر از این میزان است.

مناطق نفت‌خیز جنوب در مورد قراردادهایشان هنوز به نتیجه نرسیده‌اند

وزیر نفت در ادامه با اشاره به قراردادهای نفتی مناطق نفت خیز جنوب اظهار کرد: مناطق نفت خیز جنوب اعلام تمایل کرد که بخشی از میدان ها را خودشان توسعه دهند. من در جلسه هیئت مدیره آنها شرکت کرده ام و حرف هایشان را شنیدم و اعلام کردم که پیشنهادات خود را مطرح کنند. همچنین این فرصت را به آنها دادم که توانایی خود را بیازمایند. آنها هنوز به نتیجه نرسیده اند. البته در این زمینه چه به نتیجه برسند و چه به نتیجه نرسند امری مثبت است.

زنگنه با تاکید بر اینکه ایران یک کشور به هم پیوسته و عمیق است افزود: این در حالی است که بسیاری از کشورها به صورت قبیله هستند. من به دنبال مقابله با کسی نیستم اما اجازه نمی‌دهم بازارها از دست برود.

تقاضا برای نفت ایران بیشتر از عرضه است

وی با تاکید بر اینکه تقاضا برای نفت ایران بیشتر از عرضه نفت است، گفت: عده‌ای برای عدم خرید نفت ایران توسط هندی‌ها ابراز نگرانی کردند که من اعلام کردم نگرانی وجود ندارد و نگران نیستیم.

جزئیات خرید نفت ایران توسط روس‌ها

وزیر نفت در ادامه با اشاره به قرارداد خرید نفت ایران توسط کشور روسیه گفت: این قرارداد امضا شده و روس‌ها نفت ایران را به میزان ۱۰۰ هزار بشکه در روز به قیمت متعارف می خرند و پول را به یورو پرداخت می کنند. بانک مرکزی پذیرفته ۵۰ درصد از این پول صرف خرید کالا و خدمات از روسیه شود. این که این قرارداد از چه روزی اجرا شود بستگی به تصمیم روس ها دارد.

آورده دولت یازدهم برای پارس جنوبی تدبیر بود

وزیر نفت در ادامه با تاکید بر اینکه آورده دولت یازدهم برای پارس جنوبی تدبیر بود اظهار کرد: در زمانی من اعلام کردم پول مهم نیست یکی از نمایندگان مجلس در پاسخ به من گفت بنابراین اگر پول دارید اقدام کنید. من هم پاسخ دادم پول نداریم. اما در دنیا چیزی مهم تر از پول وجود دارد. پارس جنوبی را پول نساخت. بلکه عشق و تدبیر و مدیریت و دلسوزی ساخت. عشقی که همراه با عقل بود.

زنگنه ادامه داد: در این راستا از طریق صندوق توسعه پول فراهم کردیم و همه پولی که از آنجا گرفته‌ایم خرج نشده ما قطره چکانی پول خرج کردیم و بقیه پول برای سایر فازها باقی مانده. ارزش ۶ فازی که قرار است به بهره‌برداری برسد ۱۸ میلیارد دلار است که ۱۰ میلیارد دلار آن قبلا خرج شده. ۶ میلیارد دلار در این چند سال و یک مقدار خرده‌کاری‌ها و بدهی‌ها بوده است.

یک زمانی من را تا زندان بردند

وی در ادامه با اشاره به پتروپارس اظهار کرد: در حال حاضر همه به پترو پارس افتخار می‌کنند اما یک زمانی من را به خاطر پروژه پتروپارس تا زندان بردند و بازخواستم کردند که چرا پروژه پتروپارس را طراحی کرده ای؟

وزیر نفت ادامه داد: در آن زمان آیت‌الله شاهرودی از پتروپارس بازدید کرده و از این پروژه استقبال کردند و تاکید کردند که این پروژه را ادامه دهیم. حتی اگر قرار باشد من به زندان بروم. پس از این که ایشان بازدید کردند دیگر در مورد این پروژه اذیت نشدم. اما از سال ۸۰ تا سال ۸۸ به خاطر پروژه پتروپارس تحت تعقیب بودم. همان افراد در حال حاضر می‌گویند پتروپارس بسیار خوب است. این مخالفت‌ها در حال حاضر در مورد شرکت های E&P هم وجود دارد و همین افراد ۱۰ سال دیگر اعلام می‌کنند که شرکت‌های E&P را ما راه‌اندازی کردیم.

زنگنه ادامه داد: برای کار در ایران باید صبر، حوصله و سرسختی داشت. شرایط برای کار کردن سخت است. هیچ کس به اندازه من در پارس جنوبی سابقه ندارد. پارس جنوبی در سال ۷۶ یک بیابان بود. من می‌دانم چگونه می‌توان ایران را ساخت.

وی با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری اظهار کرد: ایران رئیس‌جمهور زیاد دارد و کسانی که شایسته هستند ثبت‌نام کرده‌اند.

زنگنه ادامه داد: به جای اینکه دست به دست هم بدهیم تا ایران را بسازیم برخی تخم تفرقه و خشونت پراکنده می‌کنند و می‌خواهند بین اقشار مردم تفرقه بیاندازند که از این موضوع چیزی عاید نمی شود. باید کشور را به سمت توسعه ببریم.

بابک زنجانی پول ملت را خورد و روحیه خوبی هم دارد

وزیر نفت در ادامه با بیان اینکه بابک زنجانی پول ملت را خورد و برد افزود: هیچ پولی پس نداد. ۱۳ یا ۱۴ هزار میلیارد تومان پول مردم را خورد و انگار نه انگار. خیلی هم روحیه خوبی دارد. گفته‌اند ۲۰۰۰ میلیارد به حساب ما برگشته که برای زنده کردن آن باید اموالش را در ایران زمین، قیطریه، هتلی در قشم و غیره به فروش برسانیم، اما کسی نمی‌خرد.

هیچ‌کدام از پروژه‌های وزارت نفت در دولت یازدهم بلاتکلیف نیست

وی با بیان اینکه هیچ کدام از پروژه های وزارت نفت در دولت یازدهم بلاتکلیف نیست توضیح داد برای هر پروژه معلوم است که پول از کجا خواهد آمد و هیچ پروژه بلاتکلیفی وجود ندارد جز آنچه از قبل به ما به ارث رسیده است. تکلیف توسعه میدان های نفتی نیز در قالب قراردادهای نفتی روشن است و مجوز کامل از مجلس گرفته شده.

زنگنه در ادامه با بیان اینکه شنیده‌ام برخی منتظر هستند که ترامپ تحریم‌ها را تمدید می‌کند یا خیر، اظهار کرد: البته اتحادیه اروپا در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی از شرکت‌های خودشان حمایت کردند.

لایه نفتی پارس جنوبی جزو اولویت‌های قراردادهای جدید نفتی

وزیر نفت در ادامه در مورد لایه نفتی پارس جنوبی توضیح داد : بهره‌برداری از این لایه جزو اولویت های قرارداد جدید نفتی است. برآورد شده از این لایه بیش از ۱۰۰ هزار بشکه می توان تولید کرد. البته تولید قطر بیشتر از ایران است. برای این لایه تنها یک شرکت درجه یک بین المللی درخواست داده که با این شرکت در حال مذاکره هستیم.

با توسعه هر دو فاز پارس جنوبی ۱ درصد رشد تولید ناخالص داخلی صورت می‌گیرد

زنگنه با تاکید بر اینکه توسعه پارس جنوبی فقط منجر به برداشت گاز نمی شود تصریح کرد: با توسعه پارس جنوبی ۲۰۰ هزار بشکه میعانات گازی، ۳ میلیون تن اتان، ۳ میلیون تن LPG تولید می شود و به عبارتی دیگر با توسعه هر دو فاز پارس جنوبی ۱ درصد رشد تولید ناخالص داخلی صورت می گیرد.

پاسخ صریح زنگنه به منتقدان وزارت نفت

وی در ادامه با تاکید بر اینکه هر کسی اعلام می کند در دولت یازدهم کاری در وزارت نفت صورت نگرفته بیاید بازدید کند افزود: در سال ۹۲ ، ۴۳ درصد سوخت مایع در نیروگاه‌ها مصرف می‌شد که در حال حاضر به ۱۳ درصد رسیده صادرات نفتی ما دو برابر شد و تولید پتروشیمی افزایش یافت. به ۹۰۰۰ روستا گازرسانی صورت گرفت و در شهرهای بزرگ کشور بنزین یورو ۴ توزیع می‌شود. این که می‌گویند کاری نشده، بی‌انصافی است و وجدان عمومی در نهایت قضاوت درست می‌کند.

وزیر نفت در پایان تاکید کرد: ما مظلوم هستیم. چهار سال هر چه خواستند گفتند. ما امکان نداشتیم پاسخ بدهیم. قدرت آنها در حرف زدن و رساندن پیام بیشتر از ما است. اگر می‌خواهیم کشور پیشرفت کند باید با هم متحد باشیم.

سکسکه، نشانه ی سکته است؟


باشگاه خبرنگاران جوان: مهرداد صالحی متخصص قلب و عروق در گفت‌وگو با خبرنگار  در خصوص ارتباط بین بروز سکته قلبی و سکسکه عنوان کرد: با توجه به  آموزه های علم پزشکی، سکسکه هیچگاه باعث سکته قلبی نمی شود و هیچ مرجع علمی این مطلب را به اثبات نرسانده است .  
 
وی ادامه داد: در مواردی نادراگر فردی در خواب دچارحمله قلبی و سکته شود ممکن است در اثر این عارضه خفیف یا قوی فرد به سکسکه دچار شود و این روند برای شخص ادامه داشته باشد.
 
این متخصص قلب و عروق در خصوص علل بروز سکته قلبی بیان کرد: سکته قلبی در اثر استرس و گرفتگی عروق قلبی اتفاق می افتد.
 
وی یادآور شد: عارضه سکته قلبی می تواند بیمار را دچار تهوع، استفراغ و در مواردی نادر دچار سکسکه کند در واقع موارد مذکور جز عوارض بیماری های قلبی به شمار می رود.

باز پس گیری ۱۰ هکتار زمین از زمین خوار ۶۳ ساله


خبرگزاری ایسنا: فرمانده انتظامی شهرستان سرپل ذهاب از رفع تصرف حدود ۱۰ هکتار از اراضی ملی در این شهرستان خبر داد.

سرهنگ «محمدرضا یاری» اظهار کرد: در راستای مبارزه با پدیده زمین ‌خواری حدود ۱۰ هکتار از اراضی ملی که توسط فردی سودجو تصرف شده بود، باز پس گرفته شد.

وی ادامه داد: با اقدامات اطلاعاتی و استعلام از اداره منابع طبیعی شهرستان، متهم شناسایی و با هماهنگی مقام قضائی دستگیر شد.

این مقام انتظامی با اشاره به این‌که اراضی تصرف شده در یکی از روستاهای توبع شهرستان سرپل ذهاب واقع شده است، گفت: این متهم ۶۳ ساله از اهالی روستا بوده که نسبت به زراعت در زمین‌های اداره منابع طبیعی اقدام کرده است.

یاری خاطرنشان کرد: موضوع مبارزه جدی با پدیده زمین‌خواری یکی از اولویت‌های مهم مأموریتی این انتظامی است هم‌چنان در دستور کار قرار دارد.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز